10
دی

بازکن آغوشت را..

بار گناه بر پشتم سنگینی می کند .

منم آنی که گناه روزگارم را فرسوده و کهنه کرد.

امر کردی مرا به دعا

گفتی دعا کن…

و من می گویم از زبان بهترین جانشینانت بر این چرخ گردون

لبيك ‌و‌ سعديك!… «ها انا ذا- يا‌ رب- مطروح بين يديك»

اینک منم -ای پروردگار من- افتاده در برابرت …

پروردگارا حال تو چگونه ای؟

رحمم می کنی تا تو را با تمام وجود بخوانمت …

می بخشی ام با اشک … تا باران اشک را آغاز کنم.

می گذری تا در درگهت سر گذارم.

بی نیازم می کنی تا از بیچارگی خود شکوه کنم…

 

چرند نوشت: محتاج آغوشت هستم …

* برداشت از نیایش 15 و 16 صحیفه سجادیه


free b2evolution skin
19
آبان

دوست فرفري :)

وقتي عطر دوست  نمي وزد،سحرهاي بي عطر چه سود…

+ يا علي


free b2evolution skin
18
آبان

يادمان رفت

يادمان رفت تفاوتي ندارد مجازستان با دنياي واقعي

چه در شلوغي مجازستان گم شوي چه در هياهوي اين دنيا با تمام شلوغي شهر و دود و بوغ آن 

كسي هست…

آري ،يادمان رفت 

در اندرون من خسته دل ندانم کیست؛
که من خموشم و او
در فغان و در غوغاست…*

 

*حافظ


free b2evolution skin
18
آبان

همنوایی با ابوحمزه

همنوا با ابوحمزه

چرا نباید گریه کنم
نفسم با من دغل می کند
گریه می کنم
آری
کیست بدحال تر ازمن
گریه می کنم
برای تنهایی ام
برای دوری از تو
براستی این دوری گریه ندارد


free b2evolution skin
18
آبان

قطعه ای از رخ تو

مثل کسی که
فانوس به دست
دیوارهای خالی اتاق دل را
از تصویرهای خیالی پر می کند

 آخرین میخ دلتنگی

جای قاب خالیست که

قطعه ای از رخ تو را کم دارد :)

 

چرند نوشت :دلتنگی عجب تًنگ ظریفیست تا تقی می زنم به آن می شکند :)

 

 

 


free b2evolution skin