24
شهریور

دیروزهای چرک

ذهنم را در دستانم مانند لباس شسته می فشارم تا هر چه هست بریزد بیرون و ذهن خشک و خالی از دیروزهای چرک باشد اما تو چون لکه خونی شدی که آثارت بر لباس پاک نمی شود،دوست دارم تمام لحظاتم را با تو سپری کنم عاشقی که جرم نیست،روزی نوشتم چه بازی کودکانه ای می کنند این آدمکها روزی در تب عشق می سوزند و روزی از نرسیدنها حکایت می کنند،اما در این بین انگار ناف عشق را با جدایی بافتتد عشق را معنا کنید جدایی،هر کس رسید دیگر عشقی ندارد،دیگر آن یار به دست نیامدنی نیست،اما مرا دریاب که سخت و بی شمار دلشکسته از غم عشق توام.


free b2evolution skin
20
شهریور

يادمان رفت

يادمان رفت تفاوتي ندارد مجازستان با دنياي واقعي

چه در شلوغي مجازستان گم شوي چه در هياهوي اين دنيا با تمام شلوغي شهر و دود و بوغ آن 

كسي هست…

آري ،يادمان رفت 

در اندرون من خسته دل ندانم کیست؛
که من خموشم و او
در فغان و در غوغاست…*

 

*حافظ


free b2evolution skin
16
شهریور

لحظه هاي رفته...

تنها

هول دور خودم مي چرخيدم،مي خواستم سريع هر چه بود را جمع كنم و درون صندوقچه بگذارم.تا آن چه كه يك دفعه آمده همه فراموش شود.اما عشق يك ساك گذاشت جلويم ، لباس ها را مچاله كردم و ريختم درونش.

عشق دكمه هايش رابست و سريع خود را به نقطه مركزي دل رساند،سوييچ را گرفت و با عجله شروع به فشردن پدال گاز نمود.

مي خواست تا نرفته خودش را به او برساند…

اما غافل از آن كه او رفته بود…

پي نوشت: زود دير مي شود،لحظه ها را در يابيد.


free b2evolution skin
4
تیر

این منم...بی تو...

باد می وزید پرده را به کنار می زد،هر چه صدای باد بلندتر بود ،پرده هم با سرعت بالاتر می رفت.

پشت پنجره ،کتابی در دست چنان به پرده چشم دوخته و نبودن تو را در لحظه لحظه اش به تماشا نشسته است ،گویی که این تو نیستی که در زندگی اش نیستی

تو که هر دم در ذهن او با خودش زندگی می کنی….
جلوتر می روم با افکارش در حال عشق بازیست،سالیانیست که تو رفته ای و یادت را به یادگار برایش گذاشته ای…
آری این منم…بی تو…


free b2evolution skin
16
خرداد

همنوایی با ابوحمزه

همنوا با ابوحمزه

چرا نباید گریه کنم
نفسم با من دغل می کند
گریه می کنم
آری
کیست بدحال تر ازمن
گریه می کنم
برای تنهایی ام
برای دوری از تو
براستی این دوری گریه ندارد


free b2evolution skin
 
مداحی های محرم